انتظار همراه با هجران ...! اما صبر داشتن مقدمه هر کاری است..!!!

                                                          به نام خدا

با عرض سلام خدمت بییندگان و مخاطبان عزیز!

این وبلاگ به مدت نامحدودی تعطیل می شود و با آرزوی  آنکه روزی که بتوانم با اقدامات ارزشمندتری که لایق ایثار و مجاهدت و فداکاری این عزیزان می باشد ادامه دهنده راهشان باشم.هرچند که در این دنیا جز محالات نیست اما اگر بخواهم می توانم.فقط اراده قلبی و امید و ایمان قوی نیازمند این راه سخت و دشوار است!

در آخر می خواهم از اقای خودم (مهدی (عج) طلب مغفرت و آمرزش بخواهم شاید لایق تحقیق و تفحص در مورد شهدا نباشم اما به این کارم امیدوارم .

مهدی جان برایم دعا کن راه سختی در پیش دارم ٰ؛انتظارت شیرین است چونکه منجی موعودی هستی.بزرگواری و با عزت خودت گناهانم را ببخش و از خدای مهربان برایم طلب مغفرت کن!

در کلام آخر؛ دستم را بگیر محتاج دعایت هستم !

حق نگهدارتون...!

 

 

گرفتن مدرک یک ارزش است اما ازدواج ضرورت است!!!

                                                 

                                                  به نام خدا

امر ازدواج مقدمه شروع یک زندگی ایده آل در سایه تفاهم هر دو طرف است که بنیان و پایه زندگی سرشار و همراه با عطوفت قلبی باشد را در پی دارد.

امروزه اگر چه بسیاری از جوانان تمایل چندانی به امر ازدواج ندارند و انتظارات هر دو طرف به گونه ای غیر قابل درک و پذیرفتن است.امروز تاکید خانواده ها بیشتر بر گرفتن مدرک و ادامه تحصیل در مقاطع تحصیلی بالاتری هستند اگر چه امروزه گرفتن مدرک یک ارزش محسوب می شود اما یک معیار مهمی در شروع زندگی زوجین نمی باشد. در اغلب مواقع توصیه ها و تاکیدات والدین دختر باعث می شود که امر مهم و اساسی ازدواج به تاخیر بیافتد و علیرغم اینکه سلایق و توقعات خانوادگی در بعضی مواقع از طرف خانواده دختران کمر شکن بوده و باعث می شود که فرد جوانی که قصد ازدواج با یک دختر را داشته باشد به تدریج دلسرد شده باشد و به سمت وسوی انحراف کشیده شود راه ارضای خود را در قوه شهوت در برقراری روابط نامشروع جنسی دنبال کند این خود راهی نامطلوب و باعث سردگمی یک فرد جوان شده که عواقب خوبی هم در پی ندارد و این امر باعث تزلزل شخصیت فرد شده که گهگاهی با انواع مدلهای گوناگون و جلف خود را بیاراید که این روش در واقع الگویی برای او تلقی می شود که من مردی خوش تیپ و با ظاهری متفاوتر از دیگران هستم و به خود افتخار کرده و در تثبیت این هویت و شخصیت خود بکوشد اما غافل از آنکه با اینکارها فقط خود را گول می زند و از داشتن یک زندگی ثمر بخش غافل می شود و به بیراهه می رود . اما امر ازدواج نکته ی ساده ای نیست که خانواده ها بخواهند با دلایل و گفته های خود این امر را به تاخیر بیاندازند.امروزه باید هوشیارتر باشیم چرا که هر چه میانگین سن جوانان بیشتر شود به همان اندازه قوه شهوت آنها بیشتر شده و آنها مجبورند در صورت نبود امکانات و لوازم ضروری برای امرار معاش خود به راه های کاذب تری متوسل شوند.ببینید میانگین سن ازدواج در جوانان (دختر و پسر به ترتیب 24 -29) شده است در حالی که سن ازدواج باید بین دختران و پسران از حد 21 و 24 بالاتر نرود چرا که ازدواج زدورس باعث کنترل امراض روحی و روانی در فرد می شود و فرد کمتر با مشغولیات ذهنی خود درگیر است. گرفتن مدرک امری چندان ضروری نیست که خود سدی شود در برابر یک امر خیرخواهانه و خداپسندانه ای که ائمه اطهار (ع) بر روش ساده زیستی آن  بسیار تاکید کرده اند.بیائید قدری واقع بین باشیم و به دنیای دیروز و امروز خود هم نگاهی بیاندازیم چرا سبک و سلوکی را که از گذشتگان خود به ارث برده ایم را به نسل امروز منتقل نمی کنیم! آخه تا کی به مد و الگوهای امروزی که اکثرا برگرفته از تجملات و خواسته های بی مورد است توجه کنیم!اگر چه امروزه تعداد جوانان مجرد دارد رو به افزایش می رود اما می توانیم با راهنمایی ها و ارشادهای خود گوشه ای از مشکلات و معضلات موجود در جامعه را از طریق خود خانواده ها حل کرده و راهی نو و زندگی تازه و آینده ای روشن و مطمئن را برای جوانان خود رقم بزنیم.

 

«جوان ،جواني! ازدواج-مسكن-اشتغال يا علي گفتيم و عشق اغاز شد»

                                                   به نام خدا

روزگار ما ؛زندگي شيرين است و همراه با لذت هاي خاص دنيوي خودش!

يك انسان داراي قواي مختلفي است كه هر كدوم به نحوي در زماني مناسب از طريق انسان بايد رفع شود اين رو كه ميگم بحث از عقل و منطق واقعي است كه انسان هاي امروز و به ويژه جوون ها خيلي با اين مفاهيم درگير و به عنوان یک ناهنجاري در اجتماع برايشون به وجود آمده است . زندگي ملزوماتي داره؛ اميد ،شور و نشاط در حيات شخص ،لبخند،همت و اراده ي قوي ...!

امروزه كنترل كردن قواي همچون شهوت و غضب به نظر من خيلي سخته و چيزي كه خيلي از ما جوون ها نياز داريم اگر نباشد لطف و محبتي در زندگي وجود ندارد محبت و مهرباني در زندگي به اين موارد مذكور بستگي داره!

اگر چه انتظارات از طرف خانواده هاي هر دو طرف به نوعي قابل باور نيست و آرزوهاي دراز مدت و احساسات جاي عقل و منطق را مي گيرد.

به نظر من همه چيز به خودافراد و خانواده اشون بستگي داره نه جامعه !

چرا كه اگر يك دختر و پسر واقعا همديگر رو درك كنند نسبت به هم عطوفت قلبي داشته باشند نياز به ساير مسائل جزئي كه در زندگي و در آينده با كمك هم برطرف مي شود ،زندگي از اول هرچه ساده تر شروع شود بنيان خانواده مستحكم تر مي شود !

وصاياي ائمه معصوم (ع) و شيوه ساده زيستي اون ها ،خود گوياي خيلي از مسائل است.

بله جوون ها نياز به مسكن دارن، نياز به اشتغال دارن ، اما اينها همنياز و همراه ازدواجند!

ازدواج ؛مقدمه هركاري است كه جوون ها به سمت و سوي انحراف كشيده نشوند!

توجه جامعه به مسئله ازدواج بسيار ضروري و مهم است خيلي از معضلات و مشكلات موجود در جامعه توسط افراد جامعه حل مي شود!

اگر چه جامعه هم گوشه اي از مشكلات را براي افراد حل بكنه اما خود افراد هم در حل اين مشكلات بايد شريك باشند.!

نيم نگاهي هم به گذشته داشته باشيم !مگه بزرگان ما چطور بنيان و پايه زندگي خود را بنا كردند؟!

در آن زمان توقعات تا چه انداز بوده آيا كمر شكن بوده يا خود مقدمه شروع يك زندگي ايده آل بوده!!!

باور كنيد انتظارات خيلي زياد شده و به طوري كه يك جوون امروزه از زن وزندگي خسته و دلسرد ميشه!

ببينيد سن ازدواج در بين جوون ها الان ميانگينش چنده؟!

بيائيد واقع بين باشيم كه خيلي از مسائل از طرف خودمون خيلي راحت حل ميشه ، فقط بايد خودمون بخواهيم البته به ويژه پادرمياني بزرگتر ها خيلي ضروريه و مهمه كه با سلايق و پيشينه ي خود مي توانند خيلي از جوون ها را به زندگي كردن و اميد به زندگي در آينده تشويق كرده و خود كليد اين بنيان مبارك ومقدس را فشار داده و با يا علي (ع) گفتن عشق را آغاز كنند!

28 جمله زيبا از دكتر حسابي:

  چهار اصل پیشرفت: مردانگی، عدالت، شرم و عشق است.

زندگی، یعنی پژوهش، و فهمیدن چیزی جدید.

عشق، به وجود آورنده اعمال زیباست.

کار کنیم، زحمت بکشیم، از سرمایه چیزی کم نداریم.

احساس اجبار به فداکاری، لازمه زندگیست.

انجام وظیفه، لازمه جهش بسوی پیشرفت است

. تقلید از غرب، خطری است جدی، که چشمه های نبوغ را، خشک می کند

یک عمل درست، بهتر است از هزار نصیحت. بزرگترین خوشحالی من در زندگی : هوش و استعداد جوانان ایرانی است.

راه پیشرفت، ارزش نهادن به علم و تحقیق، احترام به معلمین، اساتید، دانش آموزان و دانشجویـان است.

سادگی و عشق از عوامل پیشرفت است، که در قلب ما ایرانیان است.

هرچه انسان ،وجود ارزشمندتری داشته باشد به همان اندازه مودب و فروتن است. فعال باشیم، ولی ملایم، عادل باشیم، ولی با گذشت.

جهان سوم جایی است که هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند،خانه اش خراب می شود و هر کس بخواهد خانه اش را آباد کند باید در ویرانی مملکتش بکوشد.

هنر، با احساسات آدمی بازی می کند.

عشق زندگی را به شیوش می آورد.

هنر، چاشنی زندگیست.

ایران، جزیره هوش و ذکاوت است.

شخصیت یک ملت را، ادبای آن ملت می سازند طنز در مملکت ما، یک مقاومت ملی است، و همیشه حافظ ایران بوده است.

موسیقی خوب ایرانی، یک طرز تفکر است. یک فلسفه است، و بیان یک آرزوست.

داشتن هدف، و رفتن به دنبالش، خوب است ولی عاشق هدف بودن و گرفتار شدن چیز دیگری است.

با بچه ها، با اطمینان رفتار کنید تا قابل اطمینان بار بیایند، و قابل اطمینان شوند.

دولت، وظیفه دارد، خوشحال کنندگان مردم را، تشویق کند. باید جوانان، حفظ سازمان را، آموزش داد. سازماندهی، لازمه و خواسته الگوی پیشرفت است.

حفظ سنن اعتقادی، ملی و نبوغ نژادی، واجب است.

نظامی که، دارای سازمان باشد، چارچوبی استوار دارد.

کمی تامل کن! و نخند...!!!

                                                        به نام خدا

 

به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید، ارباب. نخند!

 

به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز از آدامسهایش نمی خری. نخند!

 

به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چند ثانیه ای کوتاه معطلت کند. نخند!

 

به دبیری که دست و عینکش گچی است و یقه ی پیراهنش جمع شده. نخند!

 

به دستان پدرت،

به جاروکردن مادرت،

به همسایه ای که هرصبح نان سنگک می گیرد،

به راننده ی چاق اتوبوس،

به رفتگری که در گرمای تیرماه کلاه پشمی به سردارد،

 

به راننده ی آژانسی که گاهی مواقع چرت می زند،

به پلیسی که سرچهارراه با کلاه صورتش را باد می زند،

به مجری نیمه شب رادیو،

به مردی که روی چهارپایه می رود تا شماره ی کنتور برقتان را بنویسد،

به جوانی که قالی پنج متری روی کولش انداخته و در کوچه ها جار می زند،

به بازاریابی که نمونه اجناسش را روی میزت می ریزد،

به پارگی ریز جوراب کسی در مجلسی،

به پشت و رو بودن چادر پیرزنی در خیابان،

به پسری که ته صف نانوایی ایستاده،

به مردی که در خیابانی شلوغ ماشینش پنچر شده،

به مسافری که سوار تاکسی می شود و بلند سلام می گوید،

به فروشنده ای که به جای پول خرد به تو آدامس می دهد،

به زنی که با کیفی بردوش به دستی نان دارد و به دستی چند کیسه میوه و سبزی،

به هول شدن همکلاسی ات پای تخته،

به مردی که در بانک از تو می خواهد برایش برگه ای پرکنی،

به اشتباه لفظی بازیگر نمایشی

نخند ...

 

نخند که دنیا ارزشش را ندارد که تو به خردترین رفتارهای نابجای آدمها بخندی!

 

که هرگز نمیدانی آنها چه دنیای بزرگ و پردردسری دارند!

 

آدمهایی که هرکدام برای خود و خانواده شان همه چیز و همه کسند!

 

آدمهایی که به خاطر روزیشان تقلا می کنند،

 

بار می برند،

 

بی خوابی می کشند،

 

کهنه می پوشند،

 

جار می زنند،

 

سرما و گرما می کشند،

 

و گاهی خجالت هم می کشند ...

 

انسانهای بزرگ، دو دل دارند؛

 

دلی که درد می کشد و پنهان است

و دلی که می خندد و آشکار است.

 

 

روزگار ،روزگار خوبی است!اما به آدم هایش زیاد نمی شود، اعتماد کرد...!!!

                                                   به نام خدا

خداوند انسان را آفرید تا جانشین خوبی بر روی زمین داشته باشد و به قولی اشرف مخلوقات باشد.

اما همین انسان موجودی است که سرتاسر مملو از غرور، خودخواهی و بلند پروازی است. دنیای کوچکی داریم اما این انسان را اگه فضا و فرصت زیادی بهش داده شود آرزوهای پر و پیچش روزی باعث سرگردانی او می شود .مگه ما انسان ها چقدر عمر و فرصت زیست در این دنیا را داریم ای کاش یک لحظه فکر می کردیم چرا نباید از اعتماد دیگران سوء استفاده کنیم و به قولی از پشت به او خنجر نزنیم. باور کنید فقط نیکی ها ازما باقی می ماند. چرا برای کسب منصب و جایگاه ویژه ای باید به سایر دوستان خود خیانت کنیم فرض کن! این جایگاه را هم به راحتی کسب کردی آخرش یک روزی باید اونجا را ترک کنی! اون وقت چطور می توانی با دوستت روبه رو شوی! این پستها ومنصبها موقتی و محدودند فقط اعمال نیک ما هستش که فردای آن روز جوابگوی خدمت بی منت ما هستش!

همیشه به نظرتون نمی رسد که به پشت ماشین ها نگاه کنید ببینید چرا عدد صفر در پلاک ماشین ها درج نشده است...!!!

همیشه باید باور و یقین درستی داشته باشیم.جواب خیلی از سوالات شما را طبیعت خدادادی می دهد چرا که اگه یک بار با دقت به این طبیعت نگاه کنی خواهید یافت که با چه نظمی این طبیعت را خداوند برای مخلوقات خود افریده است منظورم اینکه ببینید یک درخت چقدر اکسیژن مفید و موثر برای ما تولید می کند.

می گوییم «قرآن و تولید علم» اما باید به دنبال جواب این سوال بریم اما باید شناخت صحیح و قلبی خود، به دنبال این سوال باشیم زیاد خسته نمی شویم فقط کمی تامل کنیم که این معجزه جاوید برای چه چیزی و با چه اهدافی نازل شده است؟!

راه کارهایی که ما باید از هر ابهامی داشته باشیم در دو کلمه آشکار و بیان می شود«شناخت و باور ».

پس باید برای انجام هر کاری شناخت داشته باشیم و لازمه ی این شناخت تحقیق و تفحص است درباره ی این معجزه جاوید باید تحقیق کرد ببینی این کتاب ۱۱۴ سوره ای برای چه الان در اختیار ما هست!!!

واقعیت، روشن است! فقط باید به رازش پی برد یعنی موقع تلاوت آن باید متوجه شوی که هر ایه ای چه معنی و مفهومی دارد...!!!

خلاصه خودمون هم باید باور داشته باشیم که خیلی نیاز به تحقیق در این موارد فوق را داریم اما باید امیدوار باشیم که درست تحقیق کنیم تا نتیجه مطلوبی بدست بیاوریم.

حق نگهدارتون!!!

بصيرت چيست و چگونه حاصل مي‏شود؟

                                                                به نام خدا

معناي بصيرت:

بصيرت به معنى دانايى، بينايى، بينايى دل، هوشيارى، زيرکى و يقين است. (1)

نزد اهل معنا، نيرويى نهانى و قوّه اى قلبى است که در شناخت حقايق تا عمق وجود و باطن ذات آن رسوخ مى کند.

 

برخى از اهل معرفت مى‏گويند: «بصيرت قوّه قلبى يا نيرويى باطنى است که به نور قدس روشن گرديده و از پرتو آن، صاحب بصيرت، حقايق و بواطن اشيا را در مى‏يابد. بصيرت به مثابه بَصَر (چشم) است براى نفس» (2)

 

صاحب جامع الاسرار مى‏نويسد: معناى سخن خداوند«نور على نور يهدى اللَّه لنوره من يشاء» (3) «... و من لم يجعل اللَّه له نوراً فماله من نور» (4) چيزى جز اين نيست که تا نور حق حاصل نيايد و به دل و جان سالک نتابد، بصيرت در او پديد نيايد. نور حق سرمه چشم بصيرت است و تمام تلاش اهل مجاهده براى آن است که مورد عنايت حق قرار گيرند و نور حق بر دل و بر جانشان پرتو افکن گردد. (5)

 

حافظ شيرازى که مى‏گويد:

گر نور عشق حق به دل و جانت افتد

باللَّه کز آفتاب فلک خوبتر شوى

ادامه نوشته

کمی تامل کن...!!!

 

امام زين العابدين(ع):رَأیْتُ الْخَیْرَ كُلَّهُ قَدِ اجْتَمَعَ فِی قَطْعِ الطَّمَعِ عَمّا فِی أیْدِی النّاس ؛

تمام خیرات و خوبی‌های دنیا و آخرت را در چشم پوشی و قطع طَمَع از زندگی و اموال دیگران می‌بینم.

«اصول كافی، ج 2، ص 320»

خوشبختي:

ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯾﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ مي ﮐﻨﯽ ﺧﺪﺍ ﮐﻨﺎﺭ توست ﻭ ﺑﻪ ﺍﺣﺘﺮﺍﻣﺶ ﺍﺯ ﮔﻨﺎﻩ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻣﯿﮕﯿﺮﯼ ...!!!

 

 

 

 

قطره قطره، خوشه خوشه

                                                 به نام خدا

قطره و خوشه دوم؛

 

در قطره نخست گفتیم که شیطان وعده فقر و فحشا می دهد،اینک ادامه آن...

( ان الله وعد الحق و وعدتکم فاخلفتکم و ما کان لی علیکم من سلطان الا دعوتکم فاستجبتم لی فلا تلومونی و لوموا انفسکم)  «ابراهیم/۲۲»

ترجمه :«شیطان می گوید »:خداوند شما را به حق وعده داد و من به ناحق!سپس خلف وعده کردم .من بر شما سیطره نداشتم و فقط پیشنهاد دادم و این شما بودید که اجابتم کردید .پس مرا ملامت نکنید بلکه خود را سرزنش کنید.

قال علی (ع):لاتجعلن للشیطان فی عملک نصیبا و علی نفسک سیبلا (در کار خود برای شیطان بهره ای مگذار و او را بر (درون) خود راه مده!«غرر-حدیث ۱۴۹۹ ،ص ۶۱۳ »

شرح:شیطان در قیامت ،س از آشکار شدن همه امور می گوید :من در درون شما را وسوسه کرده و از شر شیطنت پیشنهاد ارتکاب فعل نادرست را دادم .این شما بودید که با اختیار خود، آن را برگزیدید .لذا من در وقوع فعل موثر بوده ولی مقصر نیستم.از این روی شایسته است شما خود را شماتت کنید نه من!

برداشت :نظام مبتنی بر هندسی شیطانی (نظام سلطه جهانی )

در مرحله پنجم جنگ نرم ، درون انسانها و انسانهای درون جامعه هدف را مورد هجوم قرار داده و سعی می کند با تغییر باور آنان ، خود آتش بیار معرکه گردند که نادانسته در آن می سوزد .گرمای این سوختن ، رونق بخش نظام شیطانی سلطه جهانی می شود ؛ در حالی که به زعم خود ، کاری بس نیکو و احتمالا از سر تکلیف انجام داده اند، اما  خود سخت بی بهره اند!

پر واضح است که درونی کردن آموزه های مثبت رحمانی یا منفی شیطانی ، بهترین تغییر باور ها است .شیطان بر سترگی و اهمیت این روش آگاه است و لذا آن را به خدمت می گیرد .بر ماست تا این شیوه را پیشه خود سازیم.

آزمون:برای سنجش صحت شیوه ی مرسوم خود در تربیت ، کافی است بدانیم کدام جمله زیر از تاثیر عمیق برخوردار است ؛آنگاه معلوم می شود ، در بهرمندی از شیوه شیوای درونی سازی بیشتر بهره برده ایم یا شیوه های ناکارآمد!

۱-عالم محضر خداست ،و در محضر خدا معصیت نکنید!

۲- این مکان به دوربین مدار بسته مجهز است!

باید اقرار کرد برای جمع کثیری از ما ، جمله دوم بازدارنده تر است این به خاطر احاله امر تربیت از درون به برون است.

در حالی که می دانیم «راه آسمان از درون می گذرد.»

نتیجه:تا اعتقاد را درونی نسازیم ، امر تربیت معطل می ماند ؛ بیائید آن را همچو گلی در گلدان دل مخاطب خود بکاریم.

والسلام.

دکتر ابراهیم مهرابی (استاد دانشگاه یاسوج)

 

دختری که با وجود معلولیت سمبل امید و زندگی است.

فریبا معصومی 27 ساله ساکن روستای صالح سرا شولم از توابع شهرستان فومن حدود 11 سال است که با کمترین امکانات و در اوج معلولیت به خلق اثاری با ارزشهای هنری میپردازد.از توانایی های برجسته او میتوان به پولک دوزی کاموا بافی عروسک سازی نقاشی گل سازی و ...اشاره کرد. حمایت به موقع و کافی از این قشر از جامعه که معلولیت را محدودیت نمیدانند میتواند به شکوفا شدن استعدادهای پنهان و بسیار انها کمک شایانی کند.

 

 برگرفته از وبلاگ اسیر در کویر

بودن -شدن ...(دیروز -امروز -فردا و پس فردا).......!!!

                                                   به نام خدا

بعضی از کلمات همیشه همراه همند و همین همراه هم بودن خودش یک نوع اتحاد و همبستگی را ایجاد می کنه که از همراهی این کلمات همیشه منتظر وقایع جدیدی هستیم که به دست خودمون رقم می خورند.ابتدا از واژ های «گذشته -حال و آینده می خواهیم صحبت کنیم.همیشه به این جمله باید اکتفا کنیم که «کار امروز را به فردا مسپار..!» دنیا اعجوبه هستش و شگفتی های خاص خودش را داره!

اما این لذت های دنیوی محدود و موقتی هستش دنیا هم کوچک هستش  زیاد نباید بهش دل ببندیم!

از بودن دیروز امروز شدن نیاز داریم  حالات و اخلاقیات آدمی همیشه ثابت نیست در حال تغییرند!

برنامه ی امروز  خود نیاز نگرشی عمیق هست برا فردا و به دنبال آن پس فردایی هم هست خدانکنه همه روز ما مثل هم باشه!

تکرار دیروز سودی برا فردایمان نداره!

مراحل از قوه به فعل خود تجلی بودن و شدن است .

نیکی در پی نیکی ....فقط کمی بیاندیشیم و دیگرانی هم هستند که نیاز به همت امروز  و فردای ما دارند...!!!

گذشتگان ما چه زجر ها و سختی هایی را که تحمل کرده تا یک زندگی مرفه را برامون مهیا و آماده کردند ..!

همیشه سرمون و به قولی دستون را به اسمان دراز می کنیم و از خداوند عزوجل طلب آمرزش و مغفرت می کنیم...!!!

اما غافل از آنکه میگوییم خدا از رگ گردن هم به ما نزدیکتره...!

خدا پیش ماست و همراه و یاور ماست

عزیزان دوربین خدا خاموشی نداره...!!!

پس مصیبت ها و گرفتاریهایی که ما به سراغشون می رویم خیالتون راحت اونها به سراغ ما نمی آیند ما هستیم که داریم اونها را طلب می کنیم...!!!

همیشه باید منتظر اتفاقات خوب و بد روزگار باشیم...!!!

بزرگی به قد و قواره نیست بزرگی به ظاهر و قیافه نیست اون کسی که باید تشخیص بده -اون کسی که باید بسنجه خودش قابل توصیف نیست اون قدر بزرگه که نیاز به عبادت ماها نداره...!!!

عبادت و عبادتها.... نیاز به این داره که ما اون را فراموش نکنیم  اون «هو  الغنی است....!»

زندگی گذرگاهی هست برا دیدو بازدید....

پس سعی کنیم وظیفه خود را به نحو احسن انجام بدیم ...!

در کارهامون ترس لازمه چون باعث دقت بیشتر در انجام کار میشه کاری که مورد رضایت اون باشه...!

دنیا خیلی بزرگه و برا ما انسان ها جای زیادی داره اما اگه ما احساس بزرگی در کارهامون و امرار معاشمون داشته باشیم میتونیم کاری بکنیم که دنیا نه تنها برا نیکی هامون بلکه برا اقامت موقتمون خیلی کوچکتر هم بشه دنیا برا اعمال نیک ما گستردگی نداره ...!برا خوش گذرانی هامون گسترده و وسیع هستش.

خلاصه ....بیائید فعل بودن به فعل شدن تبدیل بشه و اتحاد و همدلیمون برا همیشه حفظ بشه و حتی کوچکترین ناراحتی رو از خودمون بروز ندهیم خیلی از عوامل هستند که باعث این یاس و نامیدی ما میشه...

از آیه «ان مع العسر یسرا» در زندگی آتی خود سرمشق و عبرت بگیریم....

خدایا چنان کن سرانجام کار                                  تو خشنود باشی و ما رستگار

لوداب ،همچون گلي است كه هنگام بو دادن خوش است...!!!

                                                                      به نام خدا

 

 

 

 

 

 

                                 

                                                                                      

  

 

لوداب؛ با مركزيت (شهر گراب ) سرزميني پهناور و گسترده و داراي طبيعتي سرشار ار درختان بلوط و كوه هاي پوشيده از برف و داراي انواع گياهان دارويي ،كه اين گونه گياهان در اكثر نقاط استان به ندرت به چشم ديده مي شوند.منطقه لوداب در ۱۲۰ كيلومتري شهر ياسوج قرار دارد و داراي جمعتي بالغ بر ۱۶ هزار نفر جمعيت و طبق یافته های خودم در حال حاضر  ۵۶ شهيد را در طول ۸ سال دفاع مقدس تقديم نظام جمهوري اسلامي ايران كرده است. اين سرزمين خوش اب و هوا داراي مكانهاي تفريحي و گردشگري بسياري زيادي مي باشد. ازجمله اماكن مقدس همچون؛امام زاده محمد طاهر(ع) و امام زاده ولی حسین(ع)  و دارای طوایف متعددی که مجالی برای ذکر آنها در اینجا نیست! لوداب محصور در اطراف كوههايي از جمله كوه بزرگ نير (نور)می باشد. این سرزمین پهناور نیز در طول تاریخ شاهد وقایع و اتفاقات گوناگونی بوده که هریک درجای خود قابل بررسی و بازبینی عمیقی می باشد.مردم شریف و شهید پرور و ولایتمدار این منطقه که در تمام صحنه ها شاهد حضور باشکوه و افتخار آمیز مردم عزیز این منطقه نیز بوده و خواهیم بود.مردم این منطقه نیز انتظار خیلی زیادی از مسئولین محترم استانی ندارند حداقل عنوان شهرستان شدن که لایق این منطقه و مردمش هستش امیدواریم با همت ، اراده و تلاش مسئولين محترم استاني در اينده اي نزديك شاهد  وقوع اين امر باشيم.ان شاءالله...

شهادت امام سجاد (ع)تسليت باد

امام سجّاد (ع) فرمودند:

مَن عَمِلَ بما افتَرَضَ اللهُ عَلَیهِ فَهُوَ مِن خَیر النَّاس 
کسی که به آنچه خداوند بر او واجب ساخته عمل کند از بهترین مردمان است.

(جهاد النفس ح 237)

امام سجّاد (ع) فرمودند:                                                                               

مَن عَمِلَ بما افتَرَضَ اللهُ عَلَیهِ فَهُوَ مِن اَعبَدِ النَّاس
کسی که به آنچه که خداوند بر او واجب ساخته عمل کند، از عابد ترین مردمان است

(جهاد النفس، ح 243)

امام سجاد (ع) فرمودند:                                                                              

رَأیتُ الخَیرَ کلَّهُ قَد اجتَمَعَ فی قَطعِ الطَّمَعِ عَمّا فی أیدی ‌النّاسِ.
همۀ خوبیها را در بریدن طمع از آنچه در دست مردم است دیدم.

(بحارالأنوار، ج52، ص2)

امام سجاد(ع) فرمودند:                                                                                

کثرةُ النُّصحِ یدعو إلی التُّهمَةِی
نصیحت زیاد، موجب بدبینی می‌شودی

بحار الأنوار، ج72، ص66

امام سجاد علیه السلام فرمودند:                                                                   

الخیرَ کُلُّهُ قَد اجتَمَعَ فی قَطعِ الطّمعِ عمّا فی أَیدِی النّاس؛

تمامیِ خیر و خوبی در بریدن طمع و چشم نداشتن به آنچه که در دستان مردم جمع شده، است.

برگفته از وب سایت حدیث نور

(جهادالنفس، ص276)

                                               

خاكي باش ،خاكي هم زندگي كن...!!!

                                                 به نام خدا

زندگی امروزه ،فراز و نشيبهاي زيادي دارد و ديروز ، امروز و فردا هميشه براي هم ساخته نشده اند .و هيچ ارتباطي بين اونها وجود ندارد بلكه اين ما هستيم كه بايد بين اونها ارتباط ايجاد كنيم.دنيا خيلي كوچكتر از آن است كه بخواهي برايش دل بسوزاني و بهش اميدوار باشي گاهي اوقات باتو سازگار نيست هميشه بايد آماده حوادث غير منتظره باشي كه توسط خود انسان رقم مي خورند و اتفاق مي افتندبيائيد كمي به زندگيها و امرار معاشي كه در جاي خود حرفها بسياري براي گفتن دارد اما چراكه امروز توقعات خيلي بالا رفته ابتدا از امر بسيار مهم و مقدسي كه پيامبر اكرم (ص) بسیار زیادبر روی آن تاکید می کردند«ازدواج » و به ویژه به ساده زیست بودن در زندگی...

همیشه عشق و امید به زندگی هستش که اینده را برایمان مهیامیکندآینده ای سرشار از لطف و محبتی باید باشد که خودمون دست پرورده ی آن باید باشیم.باور کنید هیچی به اندازه ی لحظات شیرین و درکنارهم بودن نیست امروزها وسایلی مثل اینترنت و ماهواره و غیره..اونقدر زیاد شدند که یک ساعت از وقت روزانه ی خود را صرف مطالعه کتب ها با موضوعات مختلف نمی کنیم. به جای دید و بازید از دوستان ، اقوام  و اشنايان همه چيز در يك پيامك متجلي ميشه و ديگه از اون شور نشاط قديمي كه كنار بزرگترها بوديم و مي گفتيم و حسابي لذت مي برديم خبري  نيست!اما امروز حتي براي يك ديدار هفتگي از بزرگترها در  برنامه هفتگيمون جاي براي ديدوبازديد موج نمي زند!بيائيد يه خورده اي هم به گذشته فكر كنيم و ببنيم اون زمان ها چه خاطراتي داشتيم و چگونه زندگي مي كرديم باور كنيد همه چيز تجملات نيست...!چرا اين همه انتظارات و توقعات زياد...!!!مگه گذشتگان ما ريشه و پايه زندگي شان را چگونه ساختند و چگونه به يادگار گذاشتند.بيائيد لحظه اي خاكي باشيم خاكي هم زندگي كنيم. باور كنيد ضرر نمي كنيم.

بخوانیم و پند بگیریم....

                                                     

 از زندگی خود لذت ببرید, بدون آن که آن را با زندگی دیگران مقایسه کنید.

 هیچ کس آنقدر احمق نیست که برای هیچ نوع کاری لیاقت نداشته باشد.

 خوشبختی توپی است که وقتی می غلتد به دنبال آن می دویم و وقتی توقف می کند به آن لگد می زنیم.

   گذشته مکان یادگارها, آینده مقام امیدها و حال جایگاه تکلیف ها ست.

 هر بار که تردید کردی مطمئن باش که شکست می خوری.

  هر جا که عشق خیمه کند جای عقل نیست.

 فراموش کن چیزی را که نمی توانی بدست آوری , و بدست آور چیزی را که نمی توانی فراموش کنی.

 برای آن که از بند آزاد شویم باید همه بنده ی قانون باشیم.

  وقتی زندگی صد دلیل برای گریه کردن به تو نشان می دهد تو هزار دلیل برای خندیدن به او نشان بده.

 عشق ما را می کشد تا دوباره حیاتمان بخشد.

  به نام خالقی که تنهاست ولی تنهایی را برای مخلوقاتش نمی پسندد.

 حسد ورزیدن علامت بارز بی لیاقتی است.

 تمام محبتت را به پای دوست بریز اما نه تمام اعتمادت را.

  در نگاه کسانی که پرواز نمی فهمند هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد.

 کسانی که ترا دوست دارند , دوست بدار....

  کسانی را که تو را دوست ندارند , دوست بدار ممکن است آن ها تغییر کنند.

  بالاتر از همه خودت باش.

  خوشبخت باش و زندگی خوبی داشته باش.

  رنگین کمان پاداش کسی است که تا آخرین قطره زیر باران می ماند.

 دو چیز را فراموش مکن: یاد خدا و یاد مرگ.  دو چیز را فراموش کن: بدی دیگران در حق تو و خوبی تو در حق دیگران.

 

روز دانشجو ، روز رستاخيز انديشه ها.....

                                                           به نام خدا

شهيد بهشتي:دانشجو موذن جامعه است،اگر خواب بماند نماز امت قضا مي شود.

روز دانشجو،روز آرمانخواهي ،عدالت طلبي -تعهد-حق طلبي ،علم و ايمان-روز علم دوستي و حقيقت پرستي -روز طلوع انديشه هاي نو-روز انسان هاي فرهيخته و بالنده-روز انديشه هاي ناب-كمال و معرفت وعلم.

اين روز؛ روزي است كه دانش دوستان با دستان مهربان و انديشه هاي نابشان از دوستي ها سخن خواهند گفت،روز حقيقتي كه، دوستدار روشنايي است.

بازهم افتخاری دیگر...پهپاد جاسوسی آمریکا که شکار سپاه شد.

                                                        به نام خدا

باز هم شاهد افتخاری دیگر توسط نیروی دریایی سپاه که بار دیگر نشانی از عظمت ،صلابت و قدرت مهار نشدني و پيشرفته در اكثر زمينه ها به خصوص در زمينه نظامي خود نيز گوياي اين قدرت ،عظمت در سرتاسر جهان مي باشد و اين بار هم نداي طنين انداز نظام مقدس جمهوري اسلامي توسط جوانان سلحشور نيروي دريايي سپاه به رخ ابرقدرتهاي جهان نمايان شد كه فكر تجاوز به سرزمين مان را  حتي ثانيه اي هم در ذهن و روياي خود نگنجانند. به اميد افتخارات بيشتر و نمايان شدن ظرفيتها و توانايي هايمان در اكثر حوزه ها كه كه نشان« خودكفايي و عبارت ما مي توانيم» باشد.  «اللهم عجل لوليك الفرج»                                   

عشق، اميد و ايمان و غيرت...!

                                                      به نام خدا

گاهي اوقات كلماتي مترادف همند و گاهي هم بعضي هم خانواده همند!

اما بايد به اين نگريست كه كدوم يكي علت العلل ساير هست!

وقتي به اين مسئله بايد توجه كرد كه ميگويند «گذشته  چراغ راه آینده» به نظر شما درست هست یا نه!

اما اگر بخواهیم به گذشته رجوع کنیم باید برای اینده هم برنامه ای داشته و در نظر بگیریم!

من که خودم معتقدم گذشته چراغ راه اینده هست!

اکنون بحث وجود چنین کلماتی هست که اگر در یک جمله بیایند چه معنا و مفهومی دارند؟!

و باید چنین کلماتی وصف چه کسانی و یا چه چیزهایی باشند؟!

باز هم به نظر من اگر چنین کلماتی در یک جمله باشند معنای خاصی ندارند اما باید هر کلمه ای را جداگانه تجزیه و تحلیل کرد تا بتوانیم یه این نکته پی ببریم که کجا و چگونه باید به کار روند؟

خیلی راحته فقط کافی هست با این کلمات انس و الفت بگیری!

اما ای کاش بتونستم یک جمله ای که شایسته و بایسته این کلمات هستش بسازم اما ما می توانیم ،ولی باید بخواهیم......!!!!

 

شهيد ويس علي خمش:

 

 67031502763283653667.gif

 

نام :ويس علي

نام خانوادگي:خمش

نام پدر:فتح الله

طلوع:۱۳۴۰ ،روستاي آبگرمك

عروج:۱۵/۱۰/۱۳۶۰ گيلان غرب

شغل:پاسدار

زيارتگاه:روستاي آبگرمك

 

گلبرگهاي خاطره:

من و شهيد خمش با هم بوديم ، بعد از اينكه نيروها را تقسيم كردند، از هم جدا شديم و بعدها با هم در يك عمليات شركت كرديم وي در ابتداي سنگرها مستقر بود و من در انتهاي سنگرها پس از طلوع خورشيد هوا كم كم روشن مي شد اطراف ما را بمباران كردند و به سنگرهايما نزديك شدند ، من زخمي شدم و توان راه رفتن نداشتم .يكي از هسنگرانم كه توانسته بود جان سالم به درد ببرد به شهيد خمش گفته بودكه همشهريت زخمي شده است و نياز به كمك دارد اگر مي تواني براي نجات او اقدامي كن كه شيهد بلافاصله خودش را به من رساند و گفت چي شده ؟و خواست كه مرا بر پشت خود بگذارد و به عقب برگرداند اما من اجازه ندادم و گفتم كه عراقيها هر لحظه ممكن است به اينجا برسند و با وجود من مي تواني خودت را نجات بدهي اما ايشان كه بسيار شجاع و نترس بودند گفت به فكر خودم نيستم به تويي كه بچه هايت انتظارت را مي كشند فكر مي كنم و تو بايد نجات پيدا كني اما بازهم نپذيرفت و با التماس از او خواستم كه از من دور شود چندين بار از من دور شد و باز برگشت و چندين بار از من دور مي شد و باز بر مي گشت و مي گفت بيا برويم و با فرياد او را از خودم دور كردم و آخرين بار كه از من دور شد لحظه به لحظه بر مي گشت و به من نگاه مي كرد و به راهش ادامه مي داد ناگهان كه از پشت به من نگاه مي كرد تير خورد و تبسمي بر لبانش نقش بست و نقش بر زمين شد بيهوش شدم و چيزي متوجه نشدم و بعد از اينكه بهوش آمدم خودم را در بيمارستان مي ديدم و فورا سراغي از شهيد گرفتم و گفتند كه ايشان به شهادت رسيد.  

 راوی -احمد کاشانی-هم رزم شهید

 

شهید حسین دانشي:

 

90032754464020896067.gif

نام :حسین

نام خانوادگی:دانشي

نام پدر :رحيم

طلوع:1345 ، روستاي حيدر آباد

عروج:12/12/1363

شغل:دانش آموز

زيارتگاه:روستاي حيدر آباد

 حديث عشق:

اگر زماني پيروزي خون بر شمشير رسيد ، زمان پيروزي فضيلت بر رذيلت ،پيروزي عزت بر ذلت آمده و برايم ذكر مصيبت حسين (ع) را زمزمه كنيد و گريه كنيد ،نه براي من ، بلكه براي حسين (ع)؛ لباس خونين بسيجي مرا با يك اسلحه بر مزارم بگذاريد تا اينها جوششي در دل جوانان به وجود بياورد و انان اسلحه بردارند و تا آخرين نفس با كفر جهاني مبارزه كنند.

اي كاش لايق اين باشم كه دارم در مورد شهدا تحقيق و تفحص مي كنم...!

«بسم رب الشهداء والصدیقین»

ابتدا از خداوند بزرگ و بلند مرتبه تقاضای عفو و بخشش دارم و سپس از این شهدای عزیز منطقه ام؛که اگر شایسته و لایق چنین اقدام خیری نباشم !بنده همیشه از همه ی دوستان خواهشمندم که اگر این وبلاگ عیب و ایرادی دارد به من گوشزد بکنند و من معتقد به انتقاد هستم و شاید نقدی پذیر خوبی نباشم اما همیشه منتظر انتقاد هستم اما انتقادهای سازنده و موثر! اگه اميد و ايمان به كار نبود واقعا من هيچ وقت به سراغ  چنين كاري نمي آمدم فردي جوانم و مي خواهم بخشي از نيروي جواني خودم را در جهت راه شهدا خرج كنم. مگه آدمي چقدر عمر داره بايد تا مي تواند از خودش خوبي و خير بجا بذاره!من خودم معتقدم كه آدم خوبي نيستم اما به دنبال كارهاي خوب مي روم چونكه اعتقاد دارم و تا اميد دارم و نفس مي كشم دست از كارم بر نمي دارم همه چيز ماديات و ماليات نيست عشق به آينده و اميد زندگي چاره ي كارمه!

آماده شو برادر...

 

siPaIO_535.jpg 

کل یوم عاشورا وکل ارض کربلا …
این سخنی است که پشت شیطان رامی لرزاند و یاران حق را به فیض دائم رحمت او امیدوار می سازد راه کاروان عشق از میان تاریخ می گذرد و هرکس در زمان بدین صدا لبیکـــــــــ گوید از ملازمان کاروان کربلاست…مپندار که تنها عاشورائیان را بدان بلا آزموده اند و لاغیر… صحرای بلا به وسعت همه تاریخ است … ای دل چه می کنی؟ می مانی یا میروی؟ داد از آن اختیار که تو را از حسین جدا کند …

    

شهيد محمد خون بلياد:

 

04691179623413924986.gif

 

نام:محمد خون

نام خانوادگي:بلياد

نام پدر:علي محمد

طلوع:۱۳۴۸ ،روستاي آب كاسه

عروج:۱۲/۵/۶۴ ،هورالعظيم

شغل:دانش آموز

زيارتگاه:روستاي آب كاسه

گلبرگهاي خاطره:

«وي مدتي كه در جبهه حضور داشت و علاقه اي خاصي به آن محيط پاك و با صفا پيدا كرده بود و هر چه مي گذشت معرف كمالات نفساني والاتري مي يافت .بار آخر كه به جبهه اعزام شد ، روحيه معنوي و عارفانه او ، آدمي را به غبطه وا مي داشت .او در دل ، دنيايي سرشار از شادي و مسرت داشت .«محمد خون » با تمام وجود دريافته بود كه اين رفتن را برگشتني در پي نيست .گفته بود،من اين دفعه ، مي روم شايد هرگز برنگردم.او رفت و سرانجام در تاريخ ۱۲/۵/۱۳۶۴ پيشاني عبوديت بر خاك نهاد و با شهادتش داغ ننگي ديگر بر پيشاني ظالمان نهاد.

 

 

شهيد درويشعلي ترابي:

 

 

33579940968572394077.gif

 

نام:درویشعلی

نام خانوادگی:ترابی

نام پدر:بمانی

طلوع:۱۳۱۵، روستاي سيلاب

عروج:۱۸/۶/۶۵ مهران

شغل:كشاورز

زيارتگاه:روستاي چين

گلبرگهاي خاطره:

«شهيد ترابي ۵۶ ماه در جبهه هاي جنگ حضور داشتند و بيشتر عمليات ها را به عناوين مختلف شركت مي كردند.بسيار خوش سيما ، گشاده رو ، متين و با ادب و سخاوتمند بودند با عث روحيه مضاعف رزمندگان بودند هر كجا حضور داشتند در هر محوري و منطقه اي از ميادين جنگ دوست هاي زيادي داشتند. هميشه محل زندگي و سنگر او در جبهه ها شلوغ بود.محل آمد و رفت داشت.خيلي صبور و با تفكر و تامل بود.خيلي زود با رزمندگان از هر گروه سني و تحصيلي هر شهري انس مي گرفت.سنگ صبور رزمندگان شده بود.با وجودي كه ۵۱ سال از سن او گذشته بود در تمامي جنگ ها و برنامه ها  خودش ميزبان مي شد و از رزمندگان در هر شرايطي پذيرايي مي كرد بسيار خاكي بود، كمترين علاقه اي به مال دنيا و ثروت اندوزي نداشت ...

 

ادامه نوشته

شهيد شرمت الله خرمروز:

 

54335211894428101250.gif

نام :شرمت الله

نام خانوادگي:خرمروز

نام پدر:فرج الله

طلوع:۱۳۴۳ ،روستاي چين

عروج:۱۴/۲/۶۴، سقز

شغل:پاسدار

زيارتگاه:روستاي چين

حديث عشق:

«اي كاش خدا به من بيشتر جان مي داد تا نثار راه وياري نايب مهدي (عج) كنم.مادر! چه خوب است انسان در راه هدف الهيش شهيد بشود و من به قدري كوههاي كردستان را زير پا مي گذارم تا تمام گناهانم بخشيده شود .آري جهادگران واقعي ترس از مرگ ندارند و به استقبال آن مي روند.»

شهید اردوان بهرام فرد:

 

68509686954538769688.gif

 

نام:اردوان

نام خانوادگی:بهرام فرد

نام پدر:علی مراد

طلوع:۱۳۴۷ ،روستاي تنگ پيواره

عروج:۴/۸/۶۲ ، بهبهان

شغل:دانش آموز

 زيارتگاه:روستاي تنگ پيواره

حديث عشق:

«دنیا هیچ است وارزش هم ندارد و ما باید به جبهه برویم و برای ملت و اسلام و جامعه اسلامی خود دفاع نماییم.»

شهيد شنبه خاسب:

 

91349749097235887337.gif

 

نام :شنبه

نام خانوادگي:خاسب

نام پدر:جهرم

طلوع:۱۳۸۸ ،دهدشت

عروج:۲۳/۱۰/۶۵ ، شلمچه

شغل:پاسدار

زيارتگاه:روستاي تنگ پيواره

حديث عشق:

ما بايد در راه اسلام و وطن به جبهه برويم و از كيان اسلام محافظت كنيم.بار الها ، تو را شكر ميكنم كه ملتي به ما عطا فرمودي كه در جهان بي نظير است و رهبري به ما عطا فرمودي كه در جهان اسوه و نمونه است و به معناي واقعي رهبر است.

شهيد ولي آزاد فر:

84537309570703512837.gif

 

 

نام:ولی

نام خانوادگی:آزادفر

نام پدر:ضحاك

طلوع:۱۳۴۵ ، روستاي گلال

غروب:۹/۱۱/۶۵ ، شلمچه

شغل:پاسدار

زيارتگاه:روستاي گلال

گلبرگهاي خاطره:

عاشق جبهه بود ، اين حقيقت را در چشمانش مي خواندم از اين رو مانع رفتنش نمي شدم ، اين روحيه اش خيلي برايم جالب بود و مايه افتخارم.

چند بار به جبهه رفته بود و بر مي گشت اما ، آخرين بار ، نگاهش حرف ديگري داشت كه به راحتي مي توانستيم بفهميم كه ديگر باز گشتي در كار نيست .او با همه ي خوبيهايش رفت و دنيايي از خاطره برايمان به جا گذاشت.

از آخرين باري كه به جبهه رفته بود. ، مدتي مي گذشت كه نامي از ايشان بدستمان رسيد ، پس از اينكه با نوشته اش من و مادرش را شرمنده مطالبش كرده بود كه به صله رحم بسيار اهميت مي داد نوشته بود

:«سلام مرا به همه اهالي ده برسانيد و بگوئيد به همين زودي بر مي گردم و ديدارها تازه مي گردد و از فيض چهره ي شما ها بهره مند مي شوم .»

بله اين آخرين نوشته ايشان بود، اما ، ديدار به قيامت رفت و او با همه ي خوبيهايش ، ما و مردمي كه چشم انتظار او بودند را تنها گذاشتند  و به سوي  معبودش پرواز كرد.

 

شهید بهروز خیره دست:

 

14113763166812215459.gif

 

نام :بهروز

نام خانوادگی:خیره دست

نام پدر:کبوتر

طلوع:۱۳۴۴ ، روستاي انارك

عروج:۲۷/۲/۶۵ ، مهران

شغل:كشاورز

زيارتگاه:روستاي آب لون

گلبرگهاي زندگي :

بسيار خوش اخلاق ، متواضع و مومن بود .نسبت به والدين خويش تواضع و فروتني داشت ادب و نزاكتش زبانزد همگان بود.علاقه او به امام و انقلاب و نظام اسلامي موجب شده بود تا در كمك به اهداف انقلاب از هيچ كوششي دريغ ننمايد.او در سال يكهزار و سيصد و شصت و چهار لباس مقدس سربازي را بر تن كرد و راهي جبهه هاي نور گشت .او ، كه سراپا عشق و شور و ايمان بود. و سرانجام در تاريخ بيست و هفتم ارديبهشت ماه يكهزار و سيصد و شصت و پنج ، جام وصل را يكباره سر كشيد و به بزم يار شتافت .پيكر پاكش را پس از دو ماه به وزن برگردانده و در زادگاهش به خاك سپردند.

فرا رسیدن ایام محرم تسلیت باد‎.

السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک ، علیک منی سلام الله ابد ما بقیت و بقی الیل و النهار و لا جعله الله اخر العهد منی لزیارتکم ، السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین علیه السلام.
 

 
بر گرفته از وب سایت کانون قرآنی ثامن الائمه(ع) - بلژیک